غلامعلى صفايى

172

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

شرط لحاظ نشده ، مانند اين آيهء شريفه كه در بيان حال گناهكاران در روز قيامت است و خداوند به پيامبر خطاب مىكند : لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ ( الأنعام / 27 و 28 ) . شاهد : در « لو » دوم و جمله بعد از آن است كه جواب « لعادوا » در هردو صورت وجود شرط يعنى رد و رجوع به دنيا و عدم آن محقق است و آنها به همان گناهكارى خود برمىگردند و در صورت عدم تحقق شرط مذكور ، جواب به نحو اولى در خارج محقق نمىشود زيرا اگر گناهكاران برنگردند به دنيا اصلا بازگشت به گناهكارى در دنيا موضوعا وجود نخواهد داشت تا اين كه گفته شود گناهكارى آنها به نحو اولى است ، بنابراين جواب در اين آيه و امثال آن علّت ديگرى - مثل شقاوت آنان - غير از شرط مذكور در آيه دارد كه در هردو تقدير وجود اين شرط و عدم آن ، در خارج وجود دارد و آن جواب مسبب از آن است و چون هرگز مسبب از سبب خود تخلف نمىكند ، بنابراين در هنگام وجود آن ، مسبب و جواب نيز وجود خواهد داشت ، پس مقصود از اين جملات ، بيان تحقيقى و حتمى بودن وجود جزء دوم جمله يعنى جواب مىباشد و امتناع و نفى در جزء اول يعنى جملهء شرط ، هر چند « لو » آن را افاده مىكند و در خارج نيز در زمان گذشته اين امتناع وجود داشته ، لكن اين امتناع ، ارزش وقوعى و علّى نداشته و مقصود متكلم نمىباشد و علت همان مطلب خارج از كلام است . الثاني من أقسام « لو » : دومين قسم از اقسام پنج‌گانه اين كلمه ، « لو » شرطيه استقباليه است ، يعنى متكلم با استعمال اين « لو » قصد مىكند كه اگر شرط در زمان آينده تحقق يابد ، جواب مترتب برآن نيز محقق خواهد شد ، بايد دانست كه اين كلمه همچون ديگر ادوات شرط جزم نمىدهد ، مانند قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مورد رفع غضب : « لو يقول أحدكم إذا غضب ، أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم ، ذهب عنه غضبه » . « 1 »

--> ( 1 ) - كنز العمال : 3 / ح 7720 .